با سلام . مدتی است مدید که بی حوسله و تا حدودی درمانده از نگارشم . گرچه قلم تشنه نگارش است اما نای آن نیست. هر چند دلم برای قلم زدن تنگ میشود و جای خالی آنرا در امور روزمره ام خالی میبینم اما گویا یک انرژی قویتر و نیروئی بزرگ مانع میشود. نمیتوان آنرا ترس یا خستگی یا دلسردی نامید .نمیدانم .
شاید حرف از سینما یا هنر هفتم که میزنیمدر ایران افکاری غیر از همه جهان به ذهنمان بیاید چون سینمای ایران ماورای سینمای دنیاست یا شایدهم برعکس باشد .هر چه هست دنیای سینمای دیگران دنیائی دیگر و غیر از سینمای ماست . به تعبیر بنده همانطور که ما نمیتوانیم یا نمیخواهمهمچون آنان فیلم بسازیم آنها نیز به هیچ عنوان قادر به فیلمسازی در ایران نیستند.
اینهمه راههای پرپیچ وخم اداری و باندهای مخوف مافیائی ایرانی و . . . واینهمه فیلمنامه های سنگین و وزین که در حد هالیوود نیست و تکنیک های جدید و فوق پیشرفته ای که ما در سینمای ایران داریم مگر آنها میتوانند اینجا کار کنند ؟
یا ما خیلی با زمان مشکل داریم یا آنها زمان را در زندگی خود طور درگری معنی میکنند.
نگران نشوید و جبهه نگیرید . من نه ضد سینما و فرهنگ غنی ایرانی ام نه ضد ارزشهای . . . اما برخود لازم میدانم به عنوان یک سینماگر ایرانی آنچه را که در سینه دارم بازگو کنم مبادا همین خودسانسوری باعث تنگی نفس و . . .گردد.شاید از این طریق- آنهائی که باید - پی به معضلات سینمای ایران ببرندو - آنهائی که میتوانند - با - آنهائی که باید انجام دهند - گفتگوئی در جهت اتفاقات زیبای هنری داشته باشند.
در آینده میتوانیم در مورد اینکه این - آنها - در باره چه مذاکره و عمل کنند با هم نتایجی کارامد بگیریم .مشارکت شما دراین خصوص برای ایشان شاخص های موثری خواهد داشت . با سپاس.
|
+| نوشته شده توسط
فرید در یکشنبه هشتم شهریور 1388
|