تبليغاتX
هنر هفتم
 بازیگری سینما ( 4 )
با سلام و عرض ادب به شما دوستان خوب و مهربان . از حضور گرم شما عزیزان و سروران گرامی سپاسگذارم و امیدوارم در سلامتی کامل به سر ببرید .

قرار بود در ادامه مطلب قبل در خصوص انواع نگاهها بگویم .چشم .  یک بازیگر ایده آل در سینما باید خوب دیدن را به طور مستمر در طول زندگی تمرین کند . واین خوب دیدن همانطور که قبلا گفتم یکی از ابزار بازیگری است .  خوب دیدن نه فقط اینکه به اطراف خوب نگاه کند بلکه میتوان آنرا تا حد نوع نگاه و دیدگاه هم پیش برد . ما دو نوع دیدن داریم :  دید خشک یا واقعیت خشک و دوم دید دقیق . دید خشک نگاهی است که شما به اطراف دارید و از آنچه دیده اید تیتروار نام میبرید بطور مثال میگوییم وارد میوه فروشی شوید وآنچه را که دیدید بگویید و شما میگویید : پرتقال  سیب  موز   هندوانه   گیلاس    گلابی   و. . . این نوع واقعیت یا دید خشک است اما امکان دارد دیگری بگوید که : پرتقالهایی بود که از نوع کناری اش گرانتر و روی آنها اتیکت داشت و در کاور بسته بندی شده بود    سیبها دو نوع لبنانی و قرمز بزرگ بودند      گلابی ها زرد و درشت بود  و برخی قرمز     و. . .  اینبار این نگاه همراه با توصیف بود . نگاهی که همراه با توصیف باشد نگاه دقیق و جزیی است . و اما اینها هر دو برای تمارین مناسب و واقعی هستند . اما بازیگر همیشه با واقیت ها سرو کار ندارد و با موارد دیگری نیز روبه رو است . واقعیت های نیمه واقعی و واقیت های تخیلی .  واقیت های نیمه واقعی چیست ؟ اینها وقایعی هستند که یا در گذشته و یا زمان معاصر اتفاق افتاده اند اما قابل لمس نیستند . مثل ابوعلی سینا که واقیتی بوده انکار ناپذیر و اکنون بازیگر باید نقش او را بازی کند ولی آنرا نمیتوان دید . چه بصورت دید خشک و چه واقعی . و واقیات تخیلی آندسته هستند که وجود خارجی ندارند و بازیگر یا هنرمند باید آنها را در ذهن بسازد . مثل بسیاری از شخصیت های فیلم هایی که هر روزه میبینیم . دقیقا همه آنها بجز شخصیت هایی که وجود داشته اند . پس بنابراین دید ها متفاوت هستند .  وام برای خوی دیدن باید تمرین داشت . یک بازیگر باید برای رسیدن به دید دقیق یکهفته در اماکن مختلف تمرین دید خشک داشته باشد . بدین شکل که به مکانهای گوناگون برود و برای یک دقیقه به اطرافش نگاه کند و سپس بیرون رود و هر آنچه را که دیده بشمارد . اینکار آنقدر باید تکرار شود تا تعداد چیزهایی که میبیند روزبروز بیشتر شود .

 این تمرین را داشته باشید و نتیجه آنرا هم برایم بگویید .

ضمنا فرارسیدن ایام سوگواری و ماه محرم را به شما عزیزان تسلیت گفته   امیدوارم ایام به کامتان باشد . تا بعد .

|+| نوشته شده توسط فرید در جمعه بیست و هفتم آذر 1388  |
 بازیگری سینما ( 3 )
با سلام و عرض ادب به همه دوستان مهربان و گرامی . خوبید ؟ از تک شما که در این مباحث تخصصی شرکت کردید و نظرات مفید دادید ممنونم و تشکر میکنم .

گفتیم که بازیگری سینما  یعنی بازیگری در کادر . یعنی بازیگر در محدودیت قرار میگیرد و در این محدودیتی که برایش تعریف میکنند باید همان کاری را ارائه دهد که در شرایط عادی انجام میدهد . بازیگر سینما برای ارائه کار صحیح و درست وعاری از هرگونه اشتباه باید در نقشش استحاله شود و یا حداقل با نقش نزدیکی شدید داشته باشد . برای رسیدن به این امر او باید راهی را طی کند و به علمی به نام بازیگری سینما احتیاج دارد . علمی که به او بیاموزد در ارائه حس های مختلف در کادر های گوناگون دچار سردرگمی نشود . و باز برای این راه به ابزاری نیاز دارد که به آن میگوییم ابزار بازیگری . یک بازیگر ایده آل همچون یک مکانیک خوب ابزار کاملش همراهش است . ابزار بازیگری مواردی گوناگون است که به تدریج به آنها اشاره میکنیم . میتوان تیتروار به برخی از آنها اشره نمود : تخیل  تحقیق و مطالعه  شخصیت پردازی    استفاده از بدن   فن بیان   استفاده از عوامل محیط    حس ها   خوب دیدن و . . .  

تخیل : تخیل عبارتست از قدرت و توانایی ما برای فکر کردن و تصور نمودن آنچه تا بحال به آن نیاندیشیدیم یا فکر نکردیم .  مغز ما همه چیز را میداند و این ما هستیم که فکر میکنیم چیزی نمیدانیم .بهمین دلیل است که در اغلب مواقع میگوییم فلان مطلب را خودم میدانستم و نیازی به کلاس نبود . این به این دلیل است که مطالب در طول زمان به صورت پراکنده در مغز ما هستند و کار یک بازیگر خوب اینست که آنها را دسته بندی کند . بنابراین  ما باید با تمارین مختلف تخیل خود را شکوفاتر از آنی که هست کنیم .

یکی از این راهها قدم زدن در محیط یکی از ابزارها است و آن خوب دیدن است . بازیگر کسی است که با نگاه لحظه ای و  دقیق خود پیرامون خود را یا صحنه را بسنجد و در حافظه داشته باشد . در این بخش ما انواع نگاه داریم که در مطلب بعدی به آنها میپردازیم .

بازیگر سینما باید تمام تلاش خود را در نزدیک شدن به نقش انجام دهد . استاد استانیسلاوسکی در سیستم یا متد خود از بازیگر نزدیکی به نقش و یکی شدن بانقش یا استحاله را میخواهد و با گذشت زمان و ورود سینما  بازیگرانی که در این عرصه فعالیت میکردند متوجه شدند که باید برای بهتر نشان دادن نقش باید خود او بود و اگر چنین میشد که همه این را رعایت کنند ما با مشکلاتی که هم اکنون برخی بازیگران دارند دیگر روبرو نبودیم . خسته شدید . تا بعد . موفق باشید .

|+| نوشته شده توسط فرید در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388  |
 بازیگری سینما ( 2 )
سلام دوستان خوب و مهربانم . قبل از شروع از همه شما که با ارائه نظرات در این بحث شرکت کردید ممنونم . دوم اینکه برای برادر کوچک روست خوبمون سارا جان که عمل فلب داره دعا کنیم . مرسی . در مطلب قبل گفتیم که بزرگان و نظریه پردازانی مثل برشت و استانیسلاوسکی تقریبا تکلیف یک بازیگر را روشن کردند و اکنون با بهره گیری از کلیت مباحث آنان میتوان بازیگران را به سمت درست ایفا کردن نقش چه در تاتر و چه در سینما هدایت نمود . همانطور که عرض کردم تفاوت بزرگ بازیگری در سینما وجود کادر است . کادر باعث محدود شدن بازیگر در ارائه آنچه میخواهد میشود .چرا ؟ توجه کنید ما غیر از حواس پنجگانه با حواس یا حس های دیگری نیز در زندگی روزمره سر و کار داریم . مثل حس غم ، شادی، تنفر ، عشق ، عصبانیت ، هیجان ،ترس و . . .  این حس ها را بازیگر تاتر با بهره گیری از تمام بدن خود به نمایش میگذارد اما بازیگر سینما باید در قالب کادری که کارگردان در نظر گرفته ، ارائه دهد . یک بازیگر سینما برای بازی خوب و در جهت استحاله شدن در نقشش باید از ابزارهای مختلفی که آنرا ابزارهای بازیگری مینامیم استفاده نماید که بدن فقط یکی ازاین ابزارهاست . ابزارهایی همچون : فن بیان ، تخیل ، شخصیت پردازی ، تحقیق و مطالعه ، استفاده از عوامل محیط و . . . که به مرور به همه آنها میپردازیم . اینکه آیا بازیگران جوان ما چقدر به این مسایل اهمیت میدهند یا نه ، کارشان جواب را میدهد . شناخت کادر های سینمائی و اندازه آنها برای یک بازیگر سینما از نکات اصلی درسی است که باید طی کند و یا لااقل مطالعه داشته باشد . دلیل ؟ اگر شما به عنوان کارگردان به بازیگر بگویید حس انتظار را در کادر زانو به پایین ارائه کند ، باید به چندین شکل مختلف آنرا انجام دهد . این یعنی اینکه حس انتظار را باید فقط با قسمتی از ابزار بدنش که پاهای اوست ، انجام دهد . پس در اینجا اگر کادر را نشناسد قطعا نمیتوتند آنچه را شما طلب کردید را پس بدهد . حال پرسش . به نظر شما بازیگران ایرانی چقدر در این مقوله تبحر دارند و چه کسانی رعایت نمیکند ؟ تا بعد .موفق و پیروز باشید .
|+| نوشته شده توسط فرید در دوشنبه نهم آذر 1388  |
 بازیگری سینما ( 1 )
با سلام به دوستان محترم . در بحث بازیگری من به شدت چه در مجامع هنری و چه در کلاسهایم تاکید دارم بر تفاوت بازیگری سینما و تاتر و اینکه هنگام صحبت در مورد بازیگری عنوان گردد بازیگری تاتر و نمایش یا بازیگری سینما . دلایل بسیار و علمی وجود دارد که این دو را از یکدیگر جدا میکند و متاسفانه بسیاری از هنرپیشگان حال حاضر به این مبحث مهم و مربوط به کارشان توجهی ندارند . که اگر ایشان کمی از اوقات مبارک خود را صرف علم آموزی کنند قطعا و به مراتب کارشان بهبود میابد . ( البته برخی از این عزیزان ) .  یکی از مهمترین دلایل و شاید بزرگترین دلیل تفاوت ایندو در وجود محدودیت و کادر در سینما است . بازیگر سینما باید بتواند آنچه را که کارگردان و متن به او دستور میدهد را در کادری که از او میخواهند  ارائه نماید  حال آنکه بازیگر تاتر در نمایشی بر صحنه دارد از همه بدن خود استفاده میکند . در مبحث شناخت علم بازیگری و دستورات و آموزه هایی که از اساتید بزرگی مثل برشت و استانیسلاوسکی و . . . داریم در میابیم که نظریه های این بزرگان در آن زمان همه مربوط به صحنه نمایش و ادراک و . . . بوده اما به مرور زمان و پیدایش و تکامل سینما و وجود حصاری به نام کادر  به ناخود آگاه دستورات و نظریات جناب استانیسلاوسکی که تاکید بر نزدیکی بازیگر به نقش و استحاله شدن دارد  به بازیگرانی که در سینما فعالیت دارند مربوط میشوند و نظریات و دستورات جناب برشت و روش ایشان مربوط به عزیزانی است که در تاتر فعالیت دارند . پرسشی اینجا مطرح میشود .ایکنه اگر بازیگری بخواهد در هر دو عرصه فعالیت نماید چه کند ؟ مگر نمیشود این کار را انجام داد .؟  سوال من از شما دوستان یزرگوار اینست که آیا این تفکیک را بازیگران ایرانی در ذهن و نوع ارائه بازی خود انجام میدهند یا خیر ؟ اگر لطف نموده و پاسخ دهید در بهتر ادامه دادن موضوع بنده را یاری نموده اید . با سپاس . تا بعد .
|+| نوشته شده توسط فرید در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388  |
 بازیگری سینما
با سلام و عرض ادب به همه شما دوستان عزیز هنر مند و هنردوست . امیدوارم هر کجا هستید در سلامتی کامل به سر ببرید . راستش این مطلب را قبلا باید ارائه میدادم اما چون در حال نگارش کتابی با همین عنوان ( بازیگری سینما ) هستم  و نیز مطلب دوست بزرگوارم آقای توحید پرست که به درستی سوالاتی را در این باب مطرح نمودند لازم دیدم در چند جلسه در این خصوص بنویسم . همانطور که میدانیم در هنر گرایشی هست به نام بازیگری اما این نام به تنهایی معنایی ندارد .عقیده ای که مصرانه بر آن تاکید دارم اینست که بازیگری برای چه استفاده ای ؟ ما بازیگزی تاتر داریم و بازیگری سینما . و چون ما در مورد هنر هفتم ( سینما ) صحبت میکنیم  پس باید نام آنرا کامل بگوییم : بازیگری سینما . بنده افتخار این را دارم که بعنوان یک کارگردان در برخی مراکز آموزشی رشته بازیگری سینما را تدریس میکنم لذا اگر دوستان ابراز نظر این حقیر را مطالعه میکنند بدلیل آشنایی با این مقوله است . اگر اجازه بدهید میخواهم خواهشی داشته باشم . لطفا به وب دوست عزیز جناب توحید پرست بروید و سوالاتی که ایشان مطرح نموده اند را بعلاوه این سوال بنده که به نظر شما چرا یک فرد مثلا میشود تام هنکس و در تمام کشورهاایشان را میشناسند اما بازیگران چهره ایرانی را فقط خود ما ایرانی ها میشناسیم و قابلیت آنها را ندارند ؟   پاسخ دهید تا من به دلایل علمی و اجتماعی آن اشاره نمایم . وب جناب توحید پرست با نام سازمان توحید پرستان فدایی خلق ایران لینک گردیده . با سپاس و منتظر پاسخ های شما هستم .
|+| نوشته شده توسط فرید در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
 عقب گرد
سلام به همه دوستان عزيز. شايد اين مطلب را بتوان در ادامه همان نام : مگر ما فرهنگ هم داريم . . .و . . . بناميم . اين عقب گرد ، آن دستور نظامي مخصوص سربازان نيست .اين تعريفي است از فرهنگ كشور عزيزمان . مگر مدعي نيستيم كه در كشوري با سبقه چندين هزار ساله فرهنگي زندگي ميكنيم  و بقيه ملل از ما درس گرفته اند ؟ اين سوال كه : از ما ، يا از اجداد ما ؟ چه ربطي به ما دارد ؟ آيا ما هم با كمال پرروئي بايد خود را در اين سوابق سهيم كنيم؟ چطور در مسائلي كه موارد منفي گرائي در آنها ديده ميشود را نميپذيريم و زود به آنها انگ غريبه بودن و غير پارسي بودن را ميزنيم و در موارد مقابل آن يادمان ميرود و ميگوييم فلان سرزمينها از آن ما ايرانيان بودخ فلان و فلان . . .؟ چرا ؟ ميگوئيد كدام بي فرهنگي ؟ مي پرسم كدام نمونه فرهنگي ؟اداب معاشرت فرزندان و والدين را مثال بزنيم ؟ اداب احترام به ديگران را ؟ از شما استدعا دارم بيايد در اين موضوع با همفكري هم به كاوش در اين مبحث بپردازيم و از يكديگر در جهت بهبود سطح فرهنگ كشور استفاده بهينه داشته باشيم . منتظر نظرات و ديدگاههاي زيبايتان هستم . با سپاس .
|+| نوشته شده توسط فرید در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388  |
 جشنواره های . . .
با سلام به همه دوستان هنرمند و هنردوست . چند روز قبل به اختتامیه جشنواره فیلم رضوی رفته بودم که ای کاش نمیرفتم . فقط همینقدر بگویم که نیازی نیست این همه خرج و مخارج شود و دست آخر به همان بن بستی برسیم که مدتهاست در آن مانده ایم . این مدیران عزیز چه از جان هنرمندان میخواهند که راه را اینطوراشتباه به آنان نشان میدهند ؟ نمیتوانم بگویم فقط یک کلمه : متاسفم .  شاید فردا بیشتر توضیح دهم .
|+| نوشته شده توسط فرید در شنبه نهم آبان 1388  |
 مگر ما فرهنگ هم داریم؟
با سلام .امروز دلم خیلی پره.ازم دلگیر و ناراحت نشوید .به تازگی از سفر خارج از کشور برگشتم و تازه لمس کردم که ما بجز شعار و شعار و شعار هیچ نداریم .هر وقت صحبت از بلاد عرب میشود با قدرت و سینه ستبر و صدائی بلند و رسا میگوئیم عربهای . . .خور گرچه با اهانت مخالفم اما جهت یادآوری عرض کردم .خوب اینرا در نظر بگیرید از آنطرف به شدت در مجامع مختلف و جالبتر اینکه با غیرتی خاص از پیشینه و قدمت فرهنگ و تاریخ جند ده هزار ساله سخنها میسرائیم و مقالات میگوئیم و با ادله و استناد به تاریخ ( که درست هم هست )در اثبات آن تلاش میکنیم که ما با فرهنگترین ملل روی زمین بودیم و همه ملل دیگر فرهنگ را از ما وام گرفته اند و چه و چه . . . در صورتی که آیا واقعا الان ما دارای فرهنگ هستیم ؟ میشه بگید در چه موردی ما دارای فرهنگ و ادب هستیم ؟ در زندگی خانوادگی؟ در محل کار ؟ در رانندگی ؟ در رعایت حقوق دیگران ؟ در احترام به یکدیگر گذاشتن ؟ در آداب معاشرت ؟ در ارتباط با ارباب رجوع ؟ در آپارتمان نشینی ؟ در ورزش ؟ در احترام به حقوق مشتری ؟ در ارتباط با معلم و دانشجو یا دانش آموز ؟ در نظافت شهر ؟ در نگهداری از مراتع و طبیعت ؟ در . . . .به من کمک کنید . سراغ دارید موردی را که ما فقط حرفش را میزنیم ؟کجا ما فرهنگ داریم ؟ دوستان گذشته ها گذشته و آن اجداد خدابیامرز هزاران قبل هم اگر آبروئی برای ما جمع کردند نه فقط برای این بوده که ما پز آنرا بدهیم  برای این بوده که از آنها یاد بگیریم و ادامه دهیم . ارزانی خودشان .ما الان چه کردیم و چه میکنیم ؟ فرهنگ رانندگی مان دچار هزاران مشکل است . اگر مشکل مالی نداشتند ونگران ماشینشان نبودند از روی هم نیز میرفتند . ماشااله حرکاتی در رانندگی از خود بروز میدهیم که شوماخر در فرمول یک از خود نشان نمیدهد . یه سفری به این شیخ نشین کوچک که سنش به نیم قرن نمیرسد بزنید بد نیست . آنوقت حس میکنید که ارزشها و تاریخها کجا مفاهیم خود را ازدست میدهند یا کجا بدست میآورند .
|+| نوشته شده توسط فرید در دوشنبه بیستم مهر 1388  |
 چند پیشنهاد
با سلام به همه شما بزرگواران . امروز مطالب زیادی برای گفتن داشتم اما به قول دوستی همینکه پای کامپیوتر مینشینم . . . درد دلهای هنری که تمامی ندارد .راستش چند پیشنهاد دارم .اول اینکه از دوستانی که دلشان بحال اوضاع بی سامان و بد سامان هنری خصوصا سینمائی کشور میسوزد ،دعوت میکنم در این دنیای مجازی گرد هم آییم و انجمنی داشته باشیم و با همفکری و همدلی بدنبال راهکارهای مفید باشیم و به ابراز نظرها در ابعاد بزرگتر بپردازیمو . ونیز میتوانیم حتی با تولید فیلم گامهای موثری برداریم . دوم اینکه پیشنهاد میکنم قرار بگذاریم هفته ای یکروز سینما برویم و فیلمی که از قبل قرارش را گذاشتیم ببینیم و بعد آنرا از ابعاد مختلف نقد کنیم. باور کنید این دیدگاهها و نظرات تاثیر فراوانی دارد. ممنونم .دوستان و سروران من که تمایل به همکاری دارند اعلام کنند تا شروع کنیم . با سپاس .
|+| نوشته شده توسط فرید در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388  |
 راهی که . . .( 2 )
با سلام . هر چه بیشتر به حرفهای کلیشه ای در مورد قدمت و عظمت ایران و ایرانی فکر میکنم بیشتر خنده ام میگیرد . در جامعه ای که تعیین ونصب مدیران با صلاحدید و نظر مدیران دیگر مثل امام جمعه و استاندار و . . .باشد و نظری از مردم و یا لااقل فعالان و افراد مطلع در آن مبحث بخوصوص ، دخیل نباشد ، در مورد اجرای صحیح مسائل مربوطه آبا انتظاری میتوان داشت ؟ یا مثلا رانت و قبیله ای عمل نمودن برخی دوستان در مراکزی که دستی بر آتش دارند .بازهم مثلا سینمای خودمان . چرا برخی هنرمندان برجسته و توانمند کشور که بر هنر و توانائی ایشان شکی نیست، بخاطر همین باند های مخصوص و رانتهای فامیلی و . . . نتوانند  کار کنند،و بسیاری از دوستانی که جزو شاگردان همین اساتید هستند و این را فراموش کردند ، سالی چند فیلم میسازند که همین دست پخت جالب ایشان بیشتر باعث تخریب فرهنگ غنی ایرانی میشود و نیازی به تهاجم فرهنگی و . . .نداریم .خودی های عزیر جور آنها را میکشند . تا بعد .
|+| نوشته شده توسط فرید در چهارشنبه یکم مهر 1388  |
 راهی که میرویم حتی به ترکستان هم ختم نمیشود
سلام . اجازه دهید امروز عامیانه تر حرف بزنیم .بگذارید به حساب عصبانیت بنده نه بی ادبی . چرا ؟ در محلی سینمائی نشسته بودم ، فردی وارد شد و ادعای ساخت چند مجموعه مستند داشت و برای دریافت مجوز یا کارت تهیه کنندگی و کارگردانی آمده بود .مسئول مربوطه پرسید یکی از شرایط سابقه کار ۳۵م م یا چند کار دستیاری آنست . ایشان فرمودند ۳۲م م چیست ؟ همینکه فریاد نزدم جای شکر دارد .میگفت دی وی کم قابل قبول نیست .فرمودند نه من دی وی دی ساختم . فکر کنم ادامه ندم بهتره چون هم اعصاب شما و خودم را خراب میکنم . راستی قبل از خداحافظی ، از آقای تقوائی خبری دارید ؟
|+| نوشته شده توسط فرید در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388  |
 با پوزش از برخی مدیران . فقط برخی

به نام خدا

سلام .یکی از دلایلی که در عرصه فرهنگ و هنر مشکلات اساسی داریم عدم داشتن تخصص و مهارت نزد مدیران و سیاست گذاران این وادی است . بطور مثال چه ربطی است میان رشته مهندسی کشاورزی و سینما ؟اگر آقای . . . .با تحصیلات در رشته کشاورزی یا عمران یا . . . .به عنوان یکی از مدیران امور سینمائی در یک شهرستان ویا استان به تصدی بپردازد آیا مشکلی میبینید ؟ این انسان تحصیلکرده و مدیر که در مدیریت در مراکز مختلف مثل ورزس  اقتصاد  امور پیراپزشکی و . . . سابقه ای درخشان داشته چرا در هنر نباشد و دستی و نظری در سینما نداشته باشد ؟ قبلا هم گاهی با خانواده سینما میرفته و فیلم دیده است . حال امثال من و شما که چشم مدیریت کردن بعضی ها را نداریم به ایشان اشکال میگیریم که چرا و. . . باید به این دوستان میدان داد تا در چندسالی که مدیر هشتند با فیلمنامه و کارصحنه و هنر و هنرمند آشنا شود تا انشااله در مدیریت بعدی از این تجارب استفاده کند همانطور که از تجاربش در عرصه ورزش در اینجا استفاده کردند و گاها فیلمسازان را با کاراته کاران مقایسه و مثال میزنند. چه اشکالی دارد عمر ما هم دربست در وقف این دسته از دوستان که کسب تجربه کنند.حالا از فیلمنامه شما هم اگر ایرادی گرفت ناراحت نشوید بالاخره او مدیر است و از من و شما بیشتر وارد است .اینها زمانی که پا بدنیا گذاشتند چندین مدرک تحصیلی همراه خود آوردند و ما چشم بینا نداریم .

|+| نوشته شده توسط فرید در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388  |
 تفاوت با تمام دنیا

با سلام . مدتی است مدید که بی حوسله و تا حدودی درمانده از نگارشم . گرچه قلم تشنه نگارش است اما نای آن نیست. هر چند دلم برای قلم زدن تنگ میشود و جای خالی آنرا در امور روزمره ام خالی میبینم اما گویا یک انرژی قویتر و نیروئی بزرگ مانع میشود. نمیتوان آنرا ترس یا خستگی یا دلسردی نامید .نمیدانم .

شاید حرف از سینما یا هنر هفتم که میزنیمدر ایران افکاری غیر از همه جهان به ذهنمان بیاید چون سینمای ایران ماورای سینمای دنیاست یا شایدهم برعکس باشد .هر چه هست دنیای سینمای دیگران دنیائی دیگر و غیر از سینمای ماست . به تعبیر بنده همانطور که ما نمیتوانیم یا نمیخواهمهمچون آنان فیلم بسازیم آنها نیز به هیچ عنوان قادر به فیلمسازی در ایران نیستند.

اینهمه راههای پرپیچ وخم اداری و باندهای مخوف مافیائی ایرانی و . . . واینهمه فیلمنامه های سنگین و وزین که در حد هالیوود نیست و تکنیک های جدید و فوق پیشرفته ای که ما در سینمای ایران داریم مگر آنها میتوانند اینجا کار کنند ؟

یا ما خیلی با زمان مشکل داریم یا آنها زمان را در زندگی خود طور درگری معنی میکنند.

نگران نشوید و جبهه نگیرید . من نه ضد سینما و فرهنگ غنی ایرانی ام نه ضد ارزشهای . . . اما برخود لازم میدانم به عنوان یک سینماگر ایرانی آنچه را که در سینه دارم بازگو کنم مبادا همین خودسانسوری باعث تنگی نفس و . . .گردد.شاید از این طریق- آنهائی که باید - پی به معضلات سینمای ایران ببرندو - آنهائی که میتوانند -  با - آنهائی که باید انجام دهند - گفتگوئی در جهت اتفاقات زیبای هنری داشته باشند.

در آینده میتوانیم در مورد اینکه این - آنها - در باره چه مذاکره و عمل کنند با هم نتایجی کارامد بگیریم .مشارکت شما دراین خصوص برای ایشان شاخص های موثری خواهد داشت . با سپاس.

 

|+| نوشته شده توسط فرید در یکشنبه هشتم شهریور 1388  |
 پاسخ به دوست عزیز .علیرضا
با سلام وادب. وبا سپاس از نظر شما دوست گرامی و تذکر خوبتان .بنده از سال 72 در حوزه سینما و تلویزیون و به عنوان کارگردان و گاهی نویسنده و همچنین منتقد در برخی نشریات فعالیت داشته و دارم .تا کنون چندین فیلم کوتاه و بلند البته با لحاظ سیر طبیعی اموزش سینما داشته ام و مدرک کارشناسی این رشته را نیز دارم . از سینمای ایران ایران ارادت خاصی به سینمای آقای بیضائی و مخملباف و تقوائی دارم و به جرات میتوان گفت الفبای سینما را با آنها شناختم . به تدریج به ساختهای حاتمی کیا علاقمند شدم و با توجه به در بطن کار بودن و شناخت کافی از پس کوچهای سینمای ایران وتجربیاتم و مقایسه با سینمای روز دنیا ، وعلیرقم میل باطنی مجبور هستم این مقالات را بنگارم وهدفم جز همکاری و تصحیح این اوضاع چیز دیگری نیست . به هر حال من نیز ایرانی هستم و وطنم را دوست میدارم و راه درست انقاد بجا است برای بهبود شرایط. در غیر این صورت همه با سکوت به سقوط آن کمک بسیار کرده ایم . امیدوارم شما دوست بزرگوار و دوستان دیگر در این گام این حقیر را با ارائه نظرات و تبادل افکار خویش یاری فرمائید . با سپاس مجدد .

|+| نوشته شده توسط فرید در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388  |
 بررسی دیگ تلخ آقای سلحشور ( 1 )
با سلام دیگر به شما بزرگواران .

در ادامه باید بگویم متحیر مانده ام اگر بخواهیم به صورت تخصصی به مجموعه یوسف بپردازیم از کدام قسمت آن شروع کنم . واقعا از کجای این دست پخت غیر معمول باید گفت؟ از بازیهای بسیار ضعیف که جای در فیلمهای کوتاه و مشقی سینما اموزان نیز ندارد ؟از طراحی و اجرای گریمها که احتمالا هر کس آنجا گذر میکرده . . .  ؟ از طراحی و اجرای دکور و صحنه که جای شگفتی دارد از استاد میرفخرائی ؟ از  فیلمنامه ؟ دکوپاژ ؟ عدم حفظ راکوردهای زمانی و مکانی ؟ روایات ؟ قصه ؟ و . . . . قبل از هر حرفی اجازه دهید با قدرت عرض کنم این مجموعه بسیار ضعیف و غیر حرفه ای و از سر رفع تکلیف ساخته شد ه تا گروه اندکی مومن و خداشناس پول ناچیزی از آن را به خانه ببرند و لاغیر .

شاید از پولی که باید خرج دستمزدبازیگران میشد نیز اشتباها با دیگر مبالغ راهی منازل همان گروه خاص شده که شاهد آن هستیم بازیگران به اندازه دریافتیشان بقول معروف مایه گذاشتند ؟ وگرنه از بازیگران سرشناس آن انتظار بیشتری است و شاید آنها هم اوضاع را که درهم میبینند با کارگردان و عوامل برای مزاح و شوخی با لهجه صحبت میکنند و کسی هم اعتراضی ندارد ! البته عدم اعتراض دلایل گوناگونی میتواند داشته باشد امکان دارد کسی پشت صحنه نبوده که این امکان ندارد و این کار بزرگ حتما پشت صحنه ای شلوغ داشته . امکان دارد کسی متوجه نشده که خود این هزاران سوال ایجاد میکند مگر میشود آدمهای هنرمند و باریکبین این جیزها را نبیند ؟ شاید هم تفکر آنها قد این جیزها نبوده ؟

اینها را که میبینم و از آنطرف فیلمهای سینمای دیگر کشورها را  میگویم سینمای ایران به بیراهه رفته وهمان ترکستان هنر هفتم سینمای ایران است . تفکر ربطی به امکانات ندارد .نمیشود بهانه آورد که هالیوود امکانات دارد ما نداریم . ما تفکرات اندک و پراکنده و نابی داریم که از آنها بهره نمیبریم .اگر ایشان را حساب نکنیم با نگاهی سرانگشتی به سینمای ایران متوجه خواهیم شد پیشرفت که نداشتیم هیچ پس رفتهای اساسی هم داشته ایم . بله البته به قول آقایان در مقایسه با سی سال قبل  که این قیاس از اساس غلط است  شاید پیشرفتی بوده که آنهم نه در محتوا و تکنیک که در امکانات و . . .که این ربطی به شعور سازنده و بیننده ندارد .بلکه باید سینمای امروز ایران را با سینمای روز دنیا مقایسه کرد . حال شما بگوئید . سینمای امروز ایران با سینمای چندین سال قبل دنیا برابری میکند ؟ 

تا بعد .

|+| نوشته شده توسط فرید در سه شنبه بیستم اسفند 1387  |
 
 
بالا